من دقیقا" نمیدونم مشکل ما از کجا نشعت میگیره وگر نه حتما" به صراحت همین جا میگفتم،اما یقین دارم که این یک مشکل بزرگیه که ملت ما دچارش بوده و شده.
ماجرای اصلی از «شهید پروری» این قوم غیور شروع شد،این جرقه تو ذهنم خورد که این حرفا رو اینجا بگم! اما هربارکه خواستم بگم فرصت نمیشد ویا چند روزی از ماجرا گذشته بود،به قول معروف تنور داغ نبود که بچسبونم و من هم حرفی نمیزدم.اما بعد از جان باختن خانم
هاله سحابی دوباره دیدم بر سر جنازه ایشان و نحوه خاکسپاری دولت کار همیشگی خود را کرده به خانواده و آشنایان ایشون بی احترامی کردند و اجازه تشییع جنازه درست و حسابی رو ندادند،اما بحثهای تکراری از قبیل : شهید،وای جنازه ما رو بدید،رای من رو دزدیدی شهیدم رو ندزد و ... از طرف مردم شروع شد،تازه مساله دیگه ای که پیش اومد این بود که توی نظرسنجی هفتگی پارازیت به عنوان شخصیت خوب هفته به مرحومه سحابی بیشتر از
نسرین ستوده رای داده بودند! تصمیمات احساساتی تا کی ؟
آیا هاله ای که متاسفانه مثل دیگر بی گناهان باز برای آزادی جانش رو از دست داد نیاز به حمایت،روحیه و ... داره یا نسرین ستوده ؟
حالا من نسرین ستوده رو مثال زدم چون اون روز توی نظر سنجی دیدم،تصور کنید زندانیانی رو که تا به حال اسمشون رو هیچ جا نشنیدیم.
دوباره امروز هم شاهد همین مساله بودم بعد از فوت
هدی صابر قصه تکراری بالا رو داشتیم امروز هم باز دوباره دیدم با سوالی که
پارازیت در صفحه فیسبوک ایجاد کرده بود بیشتر کامنتها راجع به هدی بود!
اما این حرفها رو گفتم و مثالها رو برای ملموس بودن مطلب آوردم،حرف اصلی من این بود که اگر امروز به این مشکل دچاریم همه از این قبیل مسایل هستش،شهیدی رو بزرگ کنیم،تا 10 سال دیگر مقبره بر مزارش بسازیم و چند صد سال بعد هم یه معصوم بزنیم آخر اسمش و فرقه ای راه بندازیم
موسوی و کروبی به همراه همسرانشان امروز در حصر به سر می برند ...! این بزرگواران امروز برای من معصومند نه بعد از مرگ،پس امروز از آنها حمایت میکنم،امروز در مجامع از افکار و عقایدشان حمایت میکنم نه چند صد سال بعد ...!